پرنیان

نبشتم بشاهی همی سالیان همه پوشش از خز و از پرنیان

+ شعر نو-سهراب سپهری

این هم یک قطعه دیگر از سهراب سپهری با نام: روشنی من گل آب از دفتر حجم سبز. یه جورایی شرح حال منه. امیدوارم شما هم خوشتون بیاد:  لبخند

ابری نیست
 بادی نیست
می نشینم لب حوض
گردش ماهی ها روشنی من گل آب
پاکی خوشه زیست
 


مادرم
ریحان می چیند
 نان و ریحان و پنیر آسمانی بی ابر اطلسی هایی تر
رستگاری نزدیک لای گلهای حیاط
نور در کاسه مس چه نوازش ها می ریزد
نردبان از سر دیوار بلند صبح را روی زمین می آرد
 پشت لبخندی پنهان هر چیز
روزنی دارد دیوار زمان که از آن چهره من پیداست
چیزهایی هست
که نمی دانم
 می دانم سبزه ای را بکنم خواهم مرد
می روم بالا تا اوج من پر از بال و پرم
 راه می بینم در ظلمت من پر از فانوسم
 من پر از نورم و شن
و پر از دار و درخت
 پرم از راه از پل از رود از موج
 پرم از سایه برگی در آب
 چه درونم تنهاستتشویق

نویسنده : ملیحه دادور ; ساعت ۸:٥٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱۸
تگ ها: شعر فارسی