پرنیان

نبشتم بشاهی همی سالیان همه پوشش از خز و از پرنیان

+ وقتی کسی رو دوس داری....

 

!... وقتی کسی رو دوس داری،حاضری جون فداش کنی/حاضری دنیارو بدی،فقط یه بار نیگاش کنی/به خاطرش داد بزنی،به خاطرش دروغ بگی/رو همه چی خط بکشی،حتّی رو برگ زندگی/وقتی کسی تو قلبته،حاضری دنیا بد بشه/فقط اونی که عشقته،عاشقی رو بلد باشه/قید تموم دنیارو به خاطرِ اون می زنی/خیلی چیزارو می شکنی ، تا دل اونو نشکنی/حاضری که بگذری از دوستای امروز و قدیم/امّا صداشو بشنوی ، شب از میون دوتا سیم/حاضری قلب تو باشه ، پیش چشای اون گرو/فقط خدا نکرده اون ، یه وقت بهت نگه برو/حاضری هر چی دوس نداشت ، به خاطرش رها کنی حسابتو حسابی از ، مردم شهر جدا کنی حاضری حرف قانون و  ساده بذاری زیر پات/به حرف اون گوش کنی و به حرف قلب با وفات/وقتی بشینه به دلت ، از همه دنیا می گذری/تولّد دوبارته ، اسمشو وقتی می بری/حاضری جونت و بدی ، یه خار توی دستاش نره/حتی یه ذرّه گرد وخاک تو معبد چشاش نره/حاضری مسخرت کنن ، تمام آدمای شهر امّا نبینی اون باهات ، کرده واسه یه لحظه قهر/حاضری هر جا که بری ، به خاطرش گریه کنی بگی که محتاجشی و ، به شونه هاش تکیه کنی/حاضری که به خاطر ، خواستن اون دیوونه شی/رو دست مجنون بزنی ، با غصه ها همخونه شی/حاضری مردم همشون ، تو رو با دست نشون بدن/دیوونه های دوره گرد ، واسه تو دست بدن/حاضری اعتبارتو ، به خاطرش خراب کنن/کار تو به کسی بدن ، جات اونو انتخاب کنن/حاضری که بگذری از ، شهرت و اسم و آبروت/مهم نباشه که کسی ، نخواد بشینه روبروت/وقتی کسی تو قلبته ، یه چیزقیمتی داری/دیگه به چشمت نمی یاد ، اگر که ثروتی داری/حاضری هر چی بشنوی ، حتی اگه سرزنشه/به خاطر اون کسی که ، خیلی برات با ارزشه/حاضری هر روز سر اون ، با آدما دعوا کنی/غرورتو بشکنی و باز خودتو رسوا کنی/حاضری که به خاطرش ، پاشی بری میدون جنگ/عاشق باشی اما بازم ، بگیری دستت یه تفنگ/حاضری هر کی جز اونو ، ساده فراموش بکنی/پشت سرت هر چی می گن ، چیزی نگی گوش بکنی/حاضری هر چی که داری ، بیان و از تو بگیرن/پرنده های شهرتون ، دونه به دونه بمیرن/وقتی کسی رو دوس داری ، صاحب کلّی ثروتی/نذار که از دستت بره ، این گنجِ خیلی قیمتی.

 منبع:

 http://www.yohan-federico.blogfa.com

 

 

 

 

 

نویسنده : ملیحه دادور ; ساعت ۸:٤٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٥/٢۸
تگ ها: